السيد حامد النقوي
542
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
جلال الحقّ و الدّين ، أبو الفتح محمّد بن محمّد بن محمود الحافظى البخارى السّرغى ، جزاه اللَّه عنّا و عن سائر المسلمين خير جزائه ، و لا حرّمنا من لقائه : هذه أربعون حديثا كاملة لمحاسن الأعمال و الأخلاق شاملة ، انتخبت من المنتخبات من الأحاديث الرّتنيّات ] إلخ . و عبد الرحمن جامى در « نفحات الانس » گفته : [ 1 ] [ حضرت خواجه محمّد پارسا ، قدس سرّه . نام ايشان محمّد بن محمّد بن محمود الحافظ البخاريست ، قدّس اللَّه سرّه ، ايشان نيز از كبار أصحاب خواجه بزركاند ، قدس اللَّه سرّه ، و حضرت خواجه بزرك در حقّ ايشان فرمودهاند و بحضور أصحاب خود با ايشان خطاب كردهاند كه حقّى و إمامتى كه از خلفاء خواجگان قدس اللَّه تعالى أسرارهم به اين ضعيف رسيده است و آنچه درين راه كسب كرده است آن امانت بشما سپرديم چنانچه برادر دينى مولانا عارف سپرده قبول مىبايد كرد و آن أمانت را بخلق حقّ سبحانه تعالى مىبايد رسانيد . ايشان تواضع نمودند و قبول كردند و در مرض أخير در غيبت ايشان در حضور
--> [ 1 ] تذكر لازم : مناقب و مفاخرى كه در اين شرح حال به نظر مطالعه كنندگان مىرسد عينا حكم مناقبى را دارد كه در ساير تراجم اين كتاب مشاهده مىشود و اهل سنت آنها را در وصف بزرگان قوم خود تلفيق كردهاند . قصد مؤلف علامه از آوردن اين گونه مطالب كه سراپا اغراق و گزافهگوئى در حق زعماى تسنن و تصوف است همانا اثبات مقصود و مرام خود و گرفتن نتيجهء غائى از نوشتن چنين كتابى با اين عظمت مىباشد ، تا مطالعه كنندگان منصف دريابند كه اشخاصى روايت حديث ثقلين كرده و در كتب خود نقل نمودهاند كه در نظر علماى قوم خود در اعلا درجة وثاقت و جلالت بوده آنها را صاحب كرامات و خوارق عادات دانند و بچنين عبارات و كلمات ستايند و بزرگ انگارند . و نقل اين گونه مطالب غريبه كه جز أهل سنت و أصحاب طريقت آن ها را باور نتوانند كرد ؛ ملازمه ندارد با اينكه مؤلف علامه ، أعلى اللَّه مقامه ، خود كمترين اعتمادى بر اين مطالب داشته اعتقاد به صحت آنها فرموده باشد . بارى ، چنين كسان كه در نزد اهل سنت و أصحاب طريقت داراى آن همه مناقب و مناصب و محامد و مفاخر مىباشند از روى كمال عقيدت ، بنقل حديث ثقلين ، اقدام نموده بر عظمت و جلالت أهل بيت عصمت و طهارت شهادت داده . و الفضل ما شهدت به الاعداء . « م » .